|
|
||||||
|
||||||
|
سلام دوستای گلم امیدوارم از تصاویر عاشقانه که گذاشتم خوشتون بیاد نظر یادتون نره عکسهای زیبا و عاشقانه
نوشته شده توسط سارا در جمعه هجدهم مرداد 1387 ساعت 10 AM | لینک ثابت |
قطعات زیبای عاشقانه
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
اگه يه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبي باشه … كه مثل آسمون هميشه رو سرم باشي .. مي ميرم برات
زندگي داريم تا زندگي ! مرگ داريم تا مرگ ! زندگي داريم تا مرگ/آدم با سبزي و صفا که دمخور باشد ، سبز مي شود/اگر هنوز نمرده ايد ، چيز زيادي از دست نداده ايد . /مرگ اولين گام براي آخرين راه حل است!!!
من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم که صبر کن و گوش به من دار گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خو بيست ولي تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست
دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد دوست دارم که به پابوسي باران بروم آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد آخرين حرف من اين است،زميني نشويد فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاريد
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد.... غلط است هر كه گويد : دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را
هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري .......اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود
هرگاه احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که نميتواني او را ببخشي بدان که اشکال از کوچکي روح توست، نه از بزرگي گناه او
گفتم : مجنونم کفتي : باش
گفتم : مجنون توام ليلي گفتي : باش
گفتم : چاره چيست ؟ گفتي : انتظار
گفتم : چه سخت است؟ گفتي : چه زيباست
گفتم : تا به کي؟ گفتي : تا به آن وقت که چون شمع بسوزي از سر تا به پاي
گفتم : افسوس که نداني در اين سوختن بالهاي تو هم خواهد سوخت اي پروانه من
کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو که هميشه آنرا با شفق مي شويم و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است کاش ميدانستي که درون قلبم با تبشهاي عشق هم صدا هستي تو .کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد کاش ميدانستي....... کاش مي دانستي........
مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني.ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ادامه مطلب
نوشته شده توسط سارا در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 6 PM | لینک ثابت |
سلام امروز تازه رسیدم بعد از چند ماه به وبلاگم یه سری بزنم امیداوارم از عکس ها خوشتان بیاد راستی نظر یادتون نره عکس های عاشقانه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سارا در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 5 PM | لینک ثابت |
سلام دوستان گلم باز هم این سال دارد می گذرد وسال جدیدی می آید پیشاپیش سال نو را به همه شما تبریک می گم سال خوبی داشته باشید التماس دعا
نوشته شده توسط سارا در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 9 PM | لینک ثابت |
چشمای تو
سکوت عاشقانه برای پروانه
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 1 PM | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سارا در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 12 PM | لینک ثابت |
عشق
چيه اين خون كه تو رگ هاي منه؟ دنيامون مثل سرابه آدما ديو غصه باز نشسته روبروم
ردنيامون مثل سرابه آدما بي خبر يه روز اومد سر زد و رفت اونيكه نور اميده اونيكه سه حرفه اسمش گاهي عكسشو توي آب مي بينم ادامه مطلب
نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 1 PM | لینک ثابت |
اولين تپش هاي عاشقانه قلبم
به دام تو افتادم
نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 1 PM | لینک ثابت |
وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:اتشه ديدنه تو…. شوقه با تو بودن….و اندوهه بي تو بودن!!
نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 12 PM | لینک ثابت |
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 12 PM | لینک ثابت |
عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 12 PM | لینک ثابت |
عشق چیست ؟
نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 12 PM | لینک ثابت |
از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 5 PM | لینک ثابت |
باور کن که دوستت دارم
اي اميد و آرزوي من ، دنياي من دوستت دارم.... اي تو به زيبايي يک گل سرخ ، به پاکي يک چشمه زلال به لطافت باران بهار دوستت دارم....
همدم اين دل پاره پاره ام دوستت دارم.... اي تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم هستي و تار و پودم دوستت دارم.... اي تو طلوع زندگي ام ، ناجي لب تشنگي ام دوستت دارم.... اي تو عشق زندگي ام ، هميشگي ام ، ماندني ام دوستت دارم.... دوستت دارم و خواهم داشت اي که تو لايق اين دوست داشتني ..... عاشقت مي مانم و خواهم ماند اي که تو ليلي اين دل ديوانه اي.... به خاطرت جانم را ، زندگي ام را ، فدايت مي کنم ، نثارت ميکنم ...... دوستت دارم که چشمهايم را قرباني نگاهت ميکنم .... اگر مي گويم که دوستت دارم از ته دلم مي گويم ، از تمام وجودم مي گويم! باور کني ، باور نکني يک کلام! دوستت دارم.........
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 4 PM | لینک ثابت |
سلام می کنم به همه دوستان عزیزم امیدوارم خوشتون بیاد برام دعا کنید.
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 12 PM | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 12 PM | لینک ثابت |
تو را
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 11 AM | لینک ثابت |
کاشکی می اومد اون یار اتل متل توتوله
قصه ی من چه جوره اتل متل دلم رفت به دیدن گلم رفت دلم همون جا گیر بود به عشق اون اسیر بود اما شکست اونو یار انداخت گوشه بازار تنهایی واسه عاشق بی ابی واسه قایق هر دو یه جور می مونه یه درد بی درمونه تو رفتی ای گل من داغون شد این دل من بیا ماه منیرم که بی تو من می میرم دلم بسته به جونت برگرد تو رو ایمونت اتل متل یه گلی برده قرار دلی اتل متل دل من شده یه مشکل من کاشکی می اومد اون یار می رسید دل به دلدار
عشق يعني خون دل يعني جفا
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 11 AM | لینک ثابت |
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 10 AM | لینک ثابت |
یه عالمه اس ام اس دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 10 AM | لینک ثابت |
دلم گرفته به اندازه ي وسعت تمام دلتنگي هاي عالم ، شيشه قلبم آن قدر نازک شده که با کوچکترين تلنگري مي شکند ، دلم مي خواهد فرياد بزنم ولي واژه اي را نمي يابم که عمق دردم را در فرياد منعکس کند ، فريادي در اوج سکوت که هميشه براي خود سر داده ام ، کاش مي شد سرنوشت را با آرزوهاي شيرينم عجين کنم ، دلم به درد مي آيد وقتي سرنوشت را به نظاره مي نشينم کاش مي شد پرواز کنم ، پروازي بي انتها به ابديت....کاش مي شد در هجوم بي رحمانه درد، خودم را پيدا کنم ، نفرين به بودن وقتي با چاشني درد همراه است ، بغض کهنه اي گلويم را مي فشارد به گوشه اي پناه مي برم ...
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 10 AM | لینک ثابت |
چشامو می بندم ... آروم و یواش ... جوری که فقط تو بشنوی ... داد می زنم ... دوست دارم ...
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 10 AM | لینک ثابت |
هيچوقت به چشمات راز دلت رو نگو چون راز نگه نمي دارد و گريه مي كند ..
نوشته شده توسط سارا در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 10 AM | لینک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]()
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت.... آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت....
سلام می کنم به همه دوستان گلم امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد راستی نظر یادتون نره فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات
| |||||